احمد احمدى بيرجندى

110

مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي )

نشاطى عباس نشاطى متخلّص به « نشاطى » در سال 1200 ه . ق در روستاى سرخ ده مازندران متولّد شده است . دوران نوجوانى وى به شبانى و دهقانى مىگذشت ، اما چون در سخنورى و نكته‌دانى نبوغى داشت ؛ از پدر و مادر جدا شد و به سارى هجرت كرد تا در آن‌جا به كسب دانش بپردازد . در مدرسه فقه و اصول و تفسير قرآن فرا گرفت و اشعار زيادى سرود كه شش هزار بيت آن مدايح و مراثى اهل البيت ( ع ) است . ديوانش تحت عنوان « ديوان نشاطىفان » طبع شده . 31 در مدح جناب فاطمهء زهرا صدّيقه كبرى ( س ) اى آنكه دختر نبى و جفت حيدرى * مادر تو را خديجه ، تو زهراى ازهرى ممكن كجا مشاهدهء روى تو ؛ كه تو * در صد هزار پردهء عصمت مستّرى 8445945 خ 0 1 خ گر رؤيت احد به براهين عقل و نقل * ممكن ؛ تواش ز رؤيت ديدار ، مظهرى هر ممكن الوجود كه از واجب الوجود 9445945 خ 0 2 خ * ظاهر عرض صفت ، تو نهان همچو جوهرى 1545945 خ 0 3 خ عرشى كه كارخانهء لوح و قلم بود * آن مضمر است در تو و تو عرش ديگرى بس ماه و آفتاب و كواكب كه طالعند * از برج طلعتت كه تو گردون به گوهرى 2545945 خ 0 4 خ حاشا تو از كجا و سپهر از كجا ؟ كه او * نحس آورد ز گردش و تو سعد پرورى بر يازده ستاره كه خورشيد رويشان * بر شرق و غرب تافته ، تو نور گسترى بر يازده خلف كه دو گيتى خليفه‌اند * در مهد تربيت همگى را تو مادرى از آن دو گوشواره كه پرورده‌اى به جان * در گوش عرش بار خدا زيب و زيورى